تبليغاتX

====>> .::هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود (گابریل گارسیا مارکز)::. نگاهم با نگاهت کرد برخــــــــورد ، خدا مرگت دهد حالم بهم خورد ::. IR30ty::. آنچه که روبروی شماست کاریست از برو بچــــــــــــــــــز با حــــــــــــــال ایــــــالت خود مختار کـــهنــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو ::.

" کــــهنــــــــــــو بويـــــــــــز"
سلمان بچه +مثبت می شود!! 
به نام خدا

الان ساعت 2:17 دقيقه بامداده رو پنج شنبست(روز عاشورا)  سرم رو 

هرچه قد اينور مي چرخم اون ورمي چرخم چپه شدم

 راسته شدم سرمو ميبرم زير بالش

بالش رو مي برم رو سرم،اين تخته هم همش جيق ميزنه نميدونم چه

 مرگشه فِک کُنم پيچش شل باشه يا نه داره با زبانه بي زبوني ميگه

ديگه خسته شدم از بس که روم مي خوابي ،اينم از  خوش شانسيم، يه

جسم بي جان هم از دسته من به حرف در اومده.... خوابم نمي بره واز

 اون طرفم به خيرو برکت اين ايام تلويزيون هم هيچي نداره به سرم زد

 بيام يه کم چرند پرند بنويسم،

ديگه آموزش و جانور شناسي و گوسفند شناسي بسه ،  قرار بود که

10اسفند آپ کنم اما بنا به بعضي دلايل

 و اينکه دلم نيومد که شما اگه يه روز مراجعه کردين دسته خالي برين

واما قول داده بودم که جواب نظرات رو بدم وچون نظرات پست قبلي

 خيلي خيلي زياده دلم نيومد سرتون رو درد بيارم

مطلب امروز رو يکي از برو بچ گل مارشال واسم ميل کرده بود

 ازش خوشم اومد گفتم واسه شما بذارم(چه قدر پر حرف شدم من امشب)

مردها دروغ نمي گويند

يه روز يه هيزم شكن وقتي توي جنگل داشت شاخهء يه درخت

 رو قطع مي كرد ، تبرش از دستش در رفت و افناد توي

 درياچهء كنارش... وقتي مرد داشت گريه مي كرد ، فرشته ظاهر شد

و پرسيد: "چرا داري گريه مي كني؟"... مرد گفت كه تبرش

 افتاده توي آب... فرشته رفت زير آب و بعد با يه تبر طلا ظاهر

شد و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"...

فرشته دوباره رفت زير آب و اين دفعه با يه تبر نقره ظاهر

 شد و پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "نه"... بازم فرشته

رفت و اين بار با يه تبر آهني برگشت و

 پرسيد: "اين تبر توئه؟"... مرد گفت: "آره ، خودشه"...  فرشته

 از راستگويي مرد خيلي خوشش اومد و هر سه تا تبر

 رو داد به مرد و مرد خوشحال برگشت خونه...

يه روز وقتي مرد هيزم شكن و زنش داشتند كنار اون

 درياچه راه مي رفتند ، زن هيزم شكن افتاد توي

آب(من همش مي گم که اين دخترا دستوپا چلوفتين شما بگيد نه)!... مرد

 زد زير گريه و فرشته ظاهر شد... فرشته پرسيد: "چرا

 داري گريه مي كني؟"... مرد گفت: "اوه فرشتهء مهربون! زنم افتاده توي آب!"...

فرشته رفت زير آب و بعد همراه با جنيفر لوپز

ظاهر شد!...  فرشته پرسيد: "اين زن توئه؟"... مرد گفت: "آره ،

 خودشه!"...  فرشته برزخي شد و داد زد: "اي حقه باز! اين

 حقيقت نداره!"...  مرد جواب داد: "اوه منو ببخش فرشتهء من!

يه سوء تفاهم پيش اومده... ببين ، اگه من در مورد جنيفر لوپز

مي گفتم نه ، تو دوباره مي رفتي و با آنجلينا جولي  بر مي گشتي!... بعد

من بازم مي گفتم نه ، و تو باز مي رفتي و اين دفعه زنم رو

 مي آوردي... و وقتي من مي گفتم آره خودشه ، تو هر سه تا رو

 مي دادي به من!... ولي من مرد بدبختي هستم و از پس خرج و

مخارج سه تا زن بر نميام و نمي تونم از هر سه تا

 مراقبت كنم... همين يكي هم واسه هفت پشتم بسه(آخه بيميرم برات)! "...

فرشته هم انقدر از اين منطق و استدلال خوشش اومد كه جنيفر

 رو دوباره انداخت توي آب و خودش رفت ساليان دراز با مرد زندگي كرد!!!...

از اين داستان نتيجه مي گيريم كه هر وقت يه مرد دروغ گفت ،

حتما" به خاطر يه علت كارآمد و شرافتمندانه بوده .

            

يکي از دوستايه خيلي خوب و نازم بيماري قلبي داره

و قراره ماه آينده                 عمل کنه ، گفتم که من يه   بندهء گناهکارم

 ولي اينو مطمئنم که قلب شما پاک تر و روشنتر از قلبه منه واسه

همين گفتم شما براش دعا کنيد که عملش با موفقيت انجام بشه

          ميدوني ضد حال يعني چه يعني اينکه دوستت که خيلي

                               هم ادعايه دوستيش ميشه

بياد وبلاگت بدون خوندن مطلب يه نظربي ربط به موضوع

 بده و بگه منم آپم يه سري بزن !!؟؟(بعضيا به خودشون نگيرن )

ميدوني ضد حال يعني چي؟نه نميدوني يعني اينکه تو بيايو اين مطالب

رو بخوني و بدون نظر دادن بري ولي ملالي نيست عزيزم اگه

 تو نظرهم  بدي ماچت مي کنم اگه هم ندي بازم

 ماچت مي کنم (خطابم به پسرا بود تو لوس نشو .. آره با تو ام...)

 

|+|
wRittened by$سلمان $ در یکشنبه 1384/11/23 و ساعت 12:43 PM
گربه های خانگی 

پیام بهداشتی(جواب نظرات رو هفته آینده میدم اگه حرفی داری بگو)

زندگي مثل دوچرخه سواري است .

 مادامي که رکاب بزني زمين نمي خوري

        

 کیانوش تو نماز ، داشت قنوت میخوند

 گفت: ربنا آتنا فی الدنیا حسنه ...
سحر ناز یکدفعه پرید وسط

 گفت: هااااااااا ای

آتنا کی بید؟ ها ها ها

 

                                   

قسمت آخر

اين قسمت پاياني از اين مطلب است ابتدا قسمت اول(2تا پايين تر)رو

بخونيد بعد اينو بخونيد .نظر هم يادتون نره

گربه هاي خونگي

 

دسته گربه هاي خانگي که اکثريتي معادل 60-70 درصد دخترها

 رو شامل ميشن خصوصيات مشابهي با گربه هاي واقعي

دارند: بسيار دير به يک پسر اعتماد ميکنند و در صورت اعتماد به

 شدت به او وابسته ميشوند. دائما نيازمند نوازش, محبت و رسيدگي

 هستند. اين دخترها در درجه اول از يک پسر انتظار حمايت معنوي,

 وفاداري و محبت دارند و کمتر تحت تاثير ظاهر پسرها قرار ميگيرند.

 به شدت احساساتي هستند و توانايي عاشق شدن دارند. در صورت

 عاشق شدن کارهاي احمقانه اي ميکنند که درک آنها حتي براي ماهم

که بچه هاي بد هستيم   و هر کاري از ما بر مي ياد هم مشکل است!!!


 

دخترهاي اين دسته را با يک فرمول بسيار ساده, قديمي و تکراري ميتوان

 گول زد : آشنايي اوليه, رد و بدل کردن چند پيام, دعوت به يک محل

 رومانتيک, ابراز علاقه و تحسين الکي از طرف پسر, بوسيدن

(اين يکي خيلي حساسه, توروخدا طرفو رومانتيک ببوسين!) و ...

 (در اين سه نقطه هزار نکته نهفته است)


 

دوستي با اين دخترها معمولا دوام زيادي ندارد و به دو حالت

 ازدواج و يا دعوا و جنجال بر سر ازدواج کردن ختم ميشود. اين دخترها در مورد...


 

قسمت اعظم زندگي دخترانه اين دخترها صرف عاشق شدن

و يا گريه کردن براي عشق از دست رفته تلف ميشود.

 روياي اصلي آنها ازدواج و صاحب بچه شدن است.

 مراحل ازدواج اين افراد به صورت زير قابل توصيف

است : يک سال عشق داغ و پر شور (صبحانه در تختخواب و ...), 2

-3 سال زندگي معمولي تا زمان تولد اولين بچه و در آخر

 مدت زمان نامحدودي زندگي تکراري, يکنواخت که معمولا

 به ديوانه شدن همسر آنها و طلاق و يا مرگ طبيعي طرفين

 بر اثر سر رفتن حوصله ختم ميشود.(خدا بيامورزتشون)


 

خطرناک ترين اتفاقي که براي اينگونه دخترها رخ ميدهد,

آشنايي با يک پسر دسته روباه است!!! اين موارد که کم هم

پيش نمي آيد منجر به عشقي شديد, غير قابل درک و

کاملا يک طرفه ميشود که در نهايت خوراک صفحه

 حوادث روزنامه ايران را فراهم ميکند! (خودکشي با قرص وپان پرک و غيره...)

نظر شما در کل در مورد اين 3 قسمت چيه؟

                                    

|+|
wRittened by$سلمان $ در شنبه 1384/11/15 و ساعت 1:38 PM
www.salman.sub.ir